ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
شهدا اصحاب الحسین بودند و ما اصحاب مهدی 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه ؟




مال بد بیخ ریش صاحبش!

فاو

عراق شبه جزیره فاو را پس گرفته بود. در جریان این نبرد یکی از دوستان مجروح شده بود و بچه ها فرصت را مغتنم شمرده بودند و ضمن عیادت و دل جویی سربه سرش می گذاشتند.

“نگفتیم جلو نرو، رفتی فاو را دو دستی تقدیم دشمن کنی؟ حالا خیالت راحت شد؟”

“مال حرام از گلوی ما پایین نمی رود. مال بد بیخ ریش صاحبش!”

 

مرغ از قفس پریده!

حاج صادق آهنگران

بعد از عملیات بود. حاج صادق آهنگران آمده بود پیش رزمندگان برای مراسم دعا و نوحه خوانی.

برنامه که تمام شد مثل همیشه بچه ها هجوم بردند که او را ببوسند و حرفی با او بزنند، حاج صادق که ظاهراً عجله داشت و می خواست جای دیگری برود، حیله ای زد و گفت: صبر کنید، صبر کنید من یک ذکر را فراموش کردم بگویم، همه رو به قبله بنشینند، سر به خاک بگذارید و این دعا را پنج مرتبه با اخلاص بخوانید.

آقایی که شما باشید ما همین کار را کردیم. پنج بار شده ده بار، پانزده بار، خبری نشد که نشد. یکی یکی سر از سجده برداشتیم، دیدیم مرغ از قفس پریده!

 

تسبیحت را بده یک دور بزنیم!

تسبیح

نشسته بودیم دور هم کنار آتش و درددل می‌کردیم.

هر کی تسبیح داشت درآورده بود و ذکر می‌گفت.

تسبیح‌های دانه درشت و سنگی وقتی روی هم می‌افتادند صدای چریق‌چریقشان دل آدم را آب می‌کرد.

من هم دست کردم داخل جیبم که دیدم تسبیحی نیست. از روی عادت دستم را بردم طرف تسبیح بغل دستیم تا تسبیح او را بگیرم که دستش را کشید به سمت دیگر.
گفتم: «تو تسبیحت را بده یک دور بزنیم».

که برگشت گفت: « بنزین نداره،‌ اخوی!» گفتم شاید شوخی می‌کند

به دیگری گفتم: «او هم گفت پنچره».

به دیگری گفتم:«گفت موتور پیاده کردم»

و بالاخره آخرین نفر گفت: «نه داداش، یک‌وقت می‌بری چپ می‌کنی،

حال و حوصله دعوا و مرافه ندارم؛ تازه من حاجت دستم را به دیار البشری نمی‌دهم».

همه خندیدند.

چون عین عبارتی بود که خودم یادشان داده بودم.

هر وقت می‌گفتند: تسبیح یا انگشتر و مهر و جانمازت را بده، این شعارم بود.

فهمیدم خانه‌خراب‌ها دارند تلافی می‌کنند.

 

اصطلاحات و تعبیرات جبهه ای!

 

طنز جبهه

در پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود. عبارت های آشنایی که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادی از این اصطلاحات و تعبیرات جنگ را با هم مرور می کنیم.

۱- زره پوش:
پوتین
در مقابل کفش و دمپایی می گویند که برای راحتی به پا می کنند و به کار زمان صلح می آیند نه جنگ.
یعنی کفش مسلح و آماده مقابله با هر شرایطی، پست و بلند راه و آب و گل و آهن و آتش و ناملایمات دیگر مقتضی منطقه.

۲- ذوالفقار:
قایقهای دو موتوره ….
نوع پیشرفته قایق موتوری هایی که در جنگ مورد استفاده قرار گرفت – قایق های عاشورا – و از حیث عقب بودن موتورهایشان، «ری جندر» خوانده می شوند در اصطلاح نظامی انگلیسی. اینکه در نگاه به این قایق از پشت سر، دو موتور آن مثل دو شمشیر تیز به نظر می آید وجه تسمیه ای بوده است تا در کنار عشق و ارادت بچه ها به اهل بیت خصوصاً صاحب ذوالفقار، این نوع قایقها را ذوالفقار بنامد.

۳- زوروی دسته:

نیرویی که دور از چشم دیگران و بچه های دسته ظروف غذا را می شوید، ظروف آب را آب می کند و سنگر و چادر را نظافت می کند ؛ به نحوی که هیچ وقت هیچ کس نمی داند که این کارها به وسیله چه کسی انجام شده است. کنایه از اینکه مثل زورو سر بزنگاه حاضر می شود، کارش را می کند و بعد دوباره غیبش می زند.

۴- زیر شلواری آستین کوتاه:

شورت پاچه بلند تا سر زانو. شورت خشت مالی، شورت با ایدئولوژی و … همه به همین معنی بودند.

۵- زیر پاسپورتتان را آقا امضا نکرده:

نمی توانید داخل خاک عراق شوید.
وقتی برای عملیات یا گشت و شناسایی بچه ها ناگزیر بودند به داخل خاک عراق بروند و بعضی از سر مزاح یا بنا به عللی نمی آمدند به آنها می گفتند: زیر پاسپورتتان….

۶- ضریب زاویه صفر شده:

شهید شده است.
وقتی زاویه توپ صفر شود، لوله آن افقی و موازی افق و سطح زمین قرار می گیرد. این حالت، چون قبلاً «افقی برگشتن» به معنی شهادت، و شهید برگشتن فرد را داشته اند، وجه شبه یا تسمیه ای شده تا در مورد برادری که شهید شده بگویند: ضریب زاویه…

پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود. عبارت های آشنایی که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادی از این اصطلاحات و تعبیرات جنگ را با هم مرور می کنیم.

۷- آب بیاور نَفَس تازه کن:

خسته شدی. از پا افتادی از بس با عجله خوردی. بلند شو آب بیاور بخور، نفسی تازه کن بقیه اش را بعداً بخور.
نظیر: بلند شو دست و رویت را بشور، من را هم بخور، در پشت جبهه. به این معنی که تو سیر بشو نیستی.

۸- آبگرمکن نفتی:

موشک ساخت ایران. کنایه از موشکهای ۹ متری و ۱۲ متری است که در جنگ شهرها و برای زدن تأسیسات نظامی و اقتصادی دشمن استفاده می شد. و اشاره دارد به خوش هیکلی! آن؛ درست مثل آبگرمکن نفتی در مقایسه با نوع گازی و کم حجم آن، این موشکها را بچه ها با راکتهای گرد و جمع و کوچولوی دشمن می سنجیدند و نتیجتاً به چنین تعبیر طنز آمیزی می رسیدند.

۹- آب شنگولی:

نوشیدنی خوش طعم. کمپوت سیب و گلابی و گیلاس و آلبالو. نوشابه. ساندیس. مایعات خنک و مطبوعی که در هوای گرم، وقتی از آسمان گویی آتش می بارد، حال بچه ها را حسابی جا می آورد، شنگولشان می کند، خصوصاً در گیرودار عملیات و آن راهپیمایی های بعضاً هفت هشت ساعته و بعد، وقتی که روز بالا و جز خاکریز و چاله چوله های ناشی از انفجار و احیاناً چیفه ای که می شد به سر کشید پناهی نبود، مستقیم آفتاب می خورد تو ملاج بچه ها.

۱۰- آب و روغن را چک کردن:

دستشویی رفتن و سر و سامان دادن به وضع خود. و مثلاً پیش بینی لازم را کردن برای در بین راه نماندن، جایی که امکان تعویض و تخلیه نیست! درست مثل مسافری که قبل از حرکت وسایلی مثل اتوبوس باید هر کاری دارد انجام بدهد، و الاّ می شود عین بچه هایی که وقت و بی وقت نمی شناسند، هر کجا…. داشتند می گویند: مامان …. اصطلاح اشاره دارد به دائم براه و سفر بودن برادران و اینکه در بعضی شرایط نمی توانند یک وضع عادی داشته باشند و هر موقع دلشان خواست بخورند و بیاشامند، بخوابند و استراحت کنند و به دستشویی بروند.

۱۱- آب زیر کار:

غواص و نیروی عملیاتی که در زیر آب کار می کند و باید از تیز هوشی و فراست بالایی برخوردار باشد تا کارش از شامه دشمن مصون بماند و دیگر نیروها بتوانند وارد عمل شوند.

تصرفی است در اصطلاح پشت جبهه ای «آب زیر کاه» که آدم زبر و زرنگ و مخفی کار را افاده می کند.

۱۲- آدم دودی:

کسی که سیگاری و اهل دود و دم است، و بر وزن «ماهی دودی». برای تنبیه افرادی که به کار می برند که از فرط استعمال دخانیات، گویی مثل ماهی خودشان را از فرق سر تا کف پا دود داده اند. بوی دود می دهند.

 

جنگ و طنز!

جنگ تمام شده است، اما همیشه چیزی هست که ما را هل میدهد به آن روزها و آن فرهنگ. اصطلاحات، شوخی ها، از خود گذشتگی ها لایه های دیگر جنگ هشت ساله بودند.
جنگ و طنز روایت متفاوتی است از دوران هشت سال جنگ و بسیاری از خاطراتی که کمتر زمان گفته شدن داشته اند بیان می کند.

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
هدف اصلی راه اندازی این وبلاگ رواج دادن فرهنگ ، رفتار و خلق و خوی و... شهادت است که جوانان باید به این نکته دقت کنند و عمر و وقت گران بهای خود را به هیچ نگذرانند .

از شما دوست عزیز که به هر بهانه ی وارد وبلاگ شده اید خواهش می شود که تا انتهای وب را بازدید و نظرات خود را جهت پیشرفت وبلاگ در محل های ذکر شده وارد کنید .

با تشکر مدیریت وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

خ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌اكریز

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic