ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
شهدا اصحاب الحسین بودند و ما اصحاب مهدی 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه ؟




شهید ضرغام در یکم دیماه سال27 دیده به جهان گشود و پس از سی و یک سال زندگی پر فراز و نشیب در روزهای اولیه جنگ،در جبهه دشتهای شمالی آبادان و در هفدهم آذر سال 59 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
روایت زندگینامه شهید، از تحولی روحی و معنویِ شهید ضرغام در جریان حوادث قبل از انقلاب تا انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی حکایت می کند. تحولی که ریشه در مفاهیم و معارف عمیق اسلام دارد و بازگشت به خویشتن و توبه نصوح را برای هر انسانِ طالبِ حقیقت بازگو می کند.
شاهرخ را به راستی می توان مصداقی کامل برای این آیه قرآن (کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، اینها کسانی هستند که خدا بدیهایشان را به خوبی تبدیل می کند) معرفی کرد. چرا که او مدتی را در جهالت سپری کرد. اما خدا خواست که او برگردد. داستان زندگی او، ماجرای حُر در کربلا را تداعی می کند.

شهید شاهرخ ضرغام قبل از انقلاب

شهید شاهرخ ضرغام قبل از انقلاب

 

کاباره

.صبح یکی از روزها با هم به "کاباره­ی پل کارون" رفتیم.

به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود.

با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار با حیایی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود.

شاهرخ جلوی میز رفت و گفت: همشیره تا حالا ندیده بودمت، تازه اومدی اینجا؟!

زن خیلی آهسته گفت: بله؛ من از امروز اومدم.

شاهرخ دوباره با تعجب پرسید: تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی­خوره، اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی­گرفت گفت: مهین هستم. شوهرم چند وقته که مرده. مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا!

شاهرخ حسابی به رگ غیرتش برخورده بود. دندانهایش را به هم فشار می­داد. رگ گردنش زده بود بیرون. دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می­رفت رو کرد به ناصر جهود (صاحب كاباره) و گفت: زود بر می­گردم!

مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند.

مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم. بعد از سلام و علیک، بی­مقدمه پرسیدم: راستی قضیه­ی اون مهین خانم چی شد؟

اول درست جواب نمی­داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره اثاث­ها رو بیرون ریخته بود. من هم یه خونه­ی کوچیک تو خیابون نیرو هوایی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه­ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو می­دم!!

 

شهید شاهرخ ضرغام - قبل از انقلاب

 

انقلاب

هر شب در تهران تظاهرات بود. اعتصابات و درگیریها همه چیز را به هم ریخته بود. از مشهد که بر گشتیم شاهرخ برای نماز جماعت رفت مسجد! خیلی تعجب کردم. فردا شب هم برای نماز مسجد رفت. با چند تا از بچه­های انقلابی آنجا آشنا شده بود. در همه­ی تظاهراتها شرکت می­کرد. حضور شاهرخ با آن قد و هیکل قوت قلبی برای دوستانش بود.

البته شاهرخ از قبل هم میانه­ی خوبی با شاه و درباری­ها نداشت. بارها دیده بودم که به شاه و خاندان سلطنت فحش می­دهد.
ارادت شاهرخ به امام تا آنجا رسید که در همان ایام قبل از انقلاب سینه­اش را خالکوبی کرده بود. روی آن هم نوشته بود: خمینی، فدایت شوم.

دستگیری سران منافقین در سال ۵۸

شهید شاهرخ ضرغام

اپیزود آخر: ...


نیروی کمکی نیامد. توپخانه هم حمایت نکرد. همه نیروها به عقب آمدند. شب بود که به هتل رسیدیم.

آقا سید (شهید سید مجتبی هاشمی - جانشین جنگهای نامنظم) را دیدم. درد شدیدی داشت. اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور. بعد مکثی کرد و با تعجب گفت: شاهرخ کو؟

بچه ها در کنار جمع شده بودند. نفس عمیقی کشیدم و چیزی نگفتم. قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد، سید منتظر جواب بود. این را از چهره نگرانش می­فهمیدم.

کسی باور نمی­کرد شاهرخ دیگر در بین ما نباشد.

خیلی از بچه ها بلند بلند گریه می­کردند.

سید را هم برای مداوا فرستادیم بیمارستان.

روز بعد یکی از دوستانم که رادیو تلویزیون عراق را زیر نظر داشت سراغ من آمد نگران و با تعجب گفت: شاهرخ شهید شده؟

گفتم چطور مگه؟

گفت: الآن عراقی ها تصویر جنازه یک شهید رو پخش کردند. بدن بی سر او پر تیر و ترکش و غرق در خون بود. سربازان عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می­کردند. گوینده عراق هم می­گفت ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم!

اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم.

او شهید شده بود.

شهید گمنام.

از خدا خواسته بود همه را پاک کند. همه­ی گذشته­اش را.

می­خواست چیزی از او نماند. نه اسم، نه شهرت، نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر.

اما یاد او زنده است. یاد او نه فقط در دل دوستان، بلکه در قلوب تمامی ایرانیان زنده است. او مزار دارد. مزار او به وسعت همه­ی خاکهای سرزمین ایران است.

شهید شاهرخ ضرغام

و

شهید ضرغام

و

مادر بزرگوار شهید شاهرخ ضرغام که در مرداد ماه ۸۸ دعوت حق را لبیک گفت

مادر شهید شاهرخ ضرغام




[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
هدف اصلی راه اندازی این وبلاگ رواج دادن فرهنگ ، رفتار و خلق و خوی و... شهادت است که جوانان باید به این نکته دقت کنند و عمر و وقت گران بهای خود را به هیچ نگذرانند .

از شما دوست عزیز که به هر بهانه ی وارد وبلاگ شده اید خواهش می شود که تا انتهای وب را بازدید و نظرات خود را جهت پیشرفت وبلاگ در محل های ذکر شده وارد کنید .

با تشکر مدیریت وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

خ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌اكریز

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات