ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
شهدا اصحاب الحسین بودند و ما اصحاب مهدی 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه ؟




در بین شهدای این حادثه تروریستی شهید رجب علی محمدزاده از افرادی بود که در دوران دفاع مقدس انس، الفت و علاقه ای خاص به رزمندگان گنابادی داشت، به طوری که همرزمانش می گویند او اصالتا بجنوردی و فرمانده گردان نصرا... در دوران جنگ بود که خیلی از رزمندگان گنابادی با او خاطره دارند.

بعد از جنگ خیلی از آن ها از آقا رجب خبری نداشتند.اما عاقبت آقارجب دوباره خبرساز شد و در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان به جمع هم سنگران شهیدش رفت و دیگر همرزمانش را داغدار کرد.

صادق ایزدی یکی از شاگردان این اسوه صبر و مقاومت در دوران دفاع مقدس می گوید: در جنگ هر کس که آقا رجب را می دید که با پای قطع شده پشت خاک ریز تلاش می کرد، می گفت حیف نیست این آدم در رخت خواب در انتظار مرگ بنشیند و در برابر مرگ زانو خم کند و محتاج کمک شود.

سردار رجبعلی محمدزاده

 

برادر عزیز رجب محمدزاده فرمانده گردان نصرالله

افرادی مثل رجب محمدزاده شایسته احترام اند به دلیل این که شجاعت، صداقت و ایثار قابل احترام است و این واژه ها جدا از هرگونه رنگ منطقه و جناح و عقیده از ارزش و اعتبار خاصی برخوردارند.رزمنده ای دیگر چنین می گوید: از شجاعت رجب محمدزاده همین بس که در تک عراقی ها به مهران وی فرماندهی گردان را برعهده داشت، آرپی جی من را گرفت و یک تنه به مصاف تانک های عراقی رفت.حسن سبزه می گوید: آقارجب به تنهایی کاری کرد که همه روحیه گرفتند و مهران نجات پیدا کرد.او ادامه داد: رجب در عملیات کربلای ۴ پای خود را از دست داد اما به این بهانه جنگ را رها نکرد و بهتر از هر آدم سالمی جنگید.ایزدی می گوید: آقا رجب بعد از جنگ نیز آرام ننشست، در صورتی که می توانست گوشه امنی از عافیت را بطلبد و این چند صباح دنیا را بگذراند.

افراد:رجب محمدزاده - حسین محمدیان - شهید کفشکنان

حسن کامرانی، فرمانده گردان امام صادق(ع) در دوران جنگ، می گوید: خدا را شاهد می گیرم که در طول چند سالی که در مناطق جنگی بودم به خوش خلقی و خنده رویی ایشان کسی را ندیدم.این فرمانده دوران جنگ می افزاید: او با همین روحیه خیلی زود توجه بسیجیان را به خود جلب می کرد. کامرانی می گوید: در یک مقطع زمانی شهرستان بجنورد گردان مستقلی داشت ولی با این وجود آقارجب رزمندگان گناباد را جذب می کرد و با خود به میدان جنگ می برد.

جالب است که به این بچه ها ترخیصی نمی داد بلکه به آن ها مرخصی می داد و هر موقع که عملیات می شد آن ها را فرا می خواند.حسن کامرانی با نقل خاطره ای ادامه می دهد: نزدیک عملیات کربلای۴ لشکر ویژه شهدا هم در اهواز مستقر شد.

یک روز قبل از عملیات سردار را با همان لبخند همیشگی دیدم. گفتم رجبعلی خوب می آیی گناباد و نیروهای خوب ما را شکار می کنی و با خود می بری، حالا بگو چرا آ ن ها را ترخیص نمی کنی. با لبخند گفت: اگر ترخیص کنم تو آن ها را شکار می کنی. و بعد هم ادامه داد: باور کن اگر بچه های گناباد نباشند، کار گردان نصرا... لنگ می زنه و جالب است که این نیروها تا آخر جنگ با او بودند و سخت به این نیروها علاقه داشت و من چند بار به آقارجب گفتم که این باعث افتخار گناباد است که شما این قدر به این نیروها وابسته اید.

کامرانی از لهجه کرمانجی رجبعلی محمدزاده خاطره ای در ذهن خود دارد که آن را شنیدنی می داند و می گوید: در سال ۱۳۶۴ آقا رجب در قسمت سازمان دهی لشکر ۵ نصر مشغول بود، برای اولین بار جهت تحویل نیرو برای گردان نصرا... با او هم کلام شدم. لبخند شیرینی که بر لب داشت آدم را مجذوب شخصیتش می کرد از آن روز به بعد گاهی به اردوگاه رحمانیه می آمد، چون بچه ها همه اهل بجنورد بودند.

روزی کادر گردان دور هم جمع بودیم علی چمنی فرمانده گردان و شهید علی نوری هم حضور داشتند. من هم فرمانده گروهان بودم و همگی داشتیم روی یک عملیات مشابه کار می کردیم که رجبعلی وارد چادر شد و با لهجه کرمانجی با همشهریان خود شروع به صحبت کرد.

بنده به شوخی گفتم رجب تو را به خدا کانال یک صحبت کن ما هم بفهمیم. ایشان زد زیر خنده و گفت: این همه راه از اهواز نیامدم که با همشهریانم فارسی حرف بزنم ولی به تو قول می دهم هر وقت خواستم حرف تازه ای بزنم بیام کانال یک.حسن آذرمهری فرمانده کنونی گردان ۲۶۹ عاشورا در گناباد، رجبعلی محمدزاده را از هر نظر کامل می داند و می گوید: آقا رجب نفوذ کلام عجیبی داشت و در هر لحظه می توانست گردانی را مجذوب کلام خود کند. صداقت در گفتار و کردار داشت و با تدبر خاصی گردان را اداره می کرد.

این رزمنده دوران دفاع مقدس که تا بیست روز قبل از حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان با رجب محمدزاده ارتباط داشت، ادامه می دهد: آقا رجب برای نیروهای خود ارزش قائل بود و گردان نصرا... همیشه خط شکن بود. آذرمهری رابطه رجبعلی محمدزاده را با بچه های گناباد یک رابطه معنوی می داند و می گوید: هنر آقا رجب در این بود که می دانست بین نیروهای مختلف شهرهای گوناگون چگونه ارتباط برقرار کند و با این که بیشتر بچه های گردان از بجنورد بودند اما بسیاری از بچه های گناباد را در پست های کلیدی گمارده بود و همه هم اطاعت می کردند.

این رزمنده دوران دفاع مقدس اضافه می کند: ارتباط من با آقا رجب تا زمان شهادتش ادامه داشت، یک بار به او زنگ زدم؛ تلفن همراه خود را در حالت ارتباط نگه داشت و من فهمیدم که در جلسه سخنرانی حضور دارد که توسط مجری دعوت به سخنرانی شد و من از طریق تلفن همراه سخنرانی ایشان را شنیدم و خیلی هم لذت بردم.وی از جلسه قرآن گردان نصرا... هم در گناباد یادی می کند و می گوید: ما در گناباد یک جلسه قرآن هفتگی داریم که از این جلسه آقا رجب اطلاع داشت و بارها آرزو می کرد که در این جلسه شرکت کند.

وی ادامه می دهد: ما یک بار با بعضی از بچه های این جلسه قرآن به بجنورد رفتیم با آقا رجب هماهنگ شده بود که در این جلسه شرکت کند اما یک ماموریت غیرقابل پیش بینی برایش پیش آمد و باعث شد که در این جلسه شرکت نکند.

با این حال در همان جلسه قرآن با یک یک بچه ها از طریق تلفن صحبت کرد و جالب است که تمام خاطرات مربوط با هر کدام را در دوران جنگ یادآوری کرد و بچه ها را با اسم و فامیل می شناخت. همین خصلت های شهید محمدزاده بود که همه عاشقانه دوستش داشتند.

آذرمهری جسارت محمدزاده را در ارتباط با سپردن مسئولیت بدون در نظر گرفتن سن وسال افراد، ستودنی می داند شهید محمدزاده در جنگ کاری به سن وسال افراد نداشت و به افرادی با سن ۱۶ یا ۱۷ سال مسئولیت های سنگین می سپرد. اتفاقا این افراد هم در کار خود موفق بودند.وی درباره مجروح شدن محمدزاده در عملیات بیت المقدس ۲، این خاطره را تعریف می کند: ما پایین ارتفاع بودیم که در بالای ارتفاع خمپاره ای اصابت کرد و محمدزاده به شدت مجروح شد و رمضانی معاون گردان به شهادت رسید. حسین خدیر هم از بچه های گناباد مجروح شد.

علی صباغیان و رضا عاشوری نیز در محل اصابت گلوله حضور داشتند که جان سالم به در بردند.

آذرمهری بی علاقگی محمدزاده را به پست و مقام های دنیا یادآور می شود و می گوید: در مراسمی که برای این شهید در بجنورد برپا شد آقای پیلتن یکی از همرزمان این شهید می گفت به آقا رجب زنگ زدم و گفتم شنیده ام استانداری خراسان شمالی را پذیرفته اید که به شدت ناراحت شد و گفت: من لباس سپاه در خدمت ولی فقیه را با هیچ چیزی جز شهادت عوض نمی کنم.

آذرمهری در گردان نصرا... با شهید خاطراتی دارد؛ علی نمازی، حجت ردایی، حامد صادقی، مهدی روحبخش، مهدی عبدالهی، حمید آذرمهری، محمدرضا رنجبر، محمد غفاری، عباس عبادی، حسن ایرانی، علی زمانی، علی اصغر نصیری و رضا نصیری از دیگر کسانی هستند که از این شهید بزرگوار ناگفته های بسیاری دارند

برگرفته از روزنامه خراسان تاریخ انتشار 880820

توضیحات وبلاگ :

اکثر بچه های گناباد به عشق آقا رجب در مراسم تشیع جنازه و چهلم آن شهید در بجنورد و مشهد شرکت کردند و هرکدام خاطرات فراوانی از این سردار بزرگ داشتند که انشاء الله به تدریج منعکس خواهد شد .

از راست به چپ محمد غفاری ، حسن آذری مهری ، رجبعلی محمدزاده ، علیرضا زمانی - ظاهری ، معلمی ، غفاری

گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگی و مذهبی گناباد (گناباد نور) به نقل از نامه ، این كه چه عقیده ای داشته باشی و یا زیر علم چه گروه و دسته ای سینه بزنی و یا مچبند و سربندس و یا پرچم دستت چه رنگی باشد هیج فرقی نمی كند تو باید به نامهایی مثل رجب محمد زادده می رسی باد كلاهت را به نشانه احترام برداری و قد راست و صاف به ایستی


رجب محمد زاده بچه بجنورد فرمانده گردان نصرلله در دوزران جنگ كه خیلی از بچه های گناباد با او خاطه دارند بعد از جنگ خیلی از این بچه ها شاید از آقا رجب خبری نداشتند یعنی گرفتایهای زندگی و مشغله های فراوان هركس را در مسیر قرار داد كه ضرورتی برای دیدار ی تازه احساس نمی شد اما عاقبت آقا رجب دو باره خبر ساز شد و در حادثه تروریستی سیتان و بلو چستان از شر این زندگی تكراری خلاص گردید .


در پایان جنگ هر كسی كه رجب را می دید كه با پای قطع پشت خاكریز و این طرف و آن طرف پا برهنه می دوید و تلاش می كرد می گفت حیف نیست این آدم در رخت خواب در انتظار مرگ بنشیند و در برابر مرگ زانو خم كند و محتاج كمك برای خوردن قطره ای آب و نان .
گفتم افرادی مثل رجب محمد زاده شایسته احترامند به دلیا اینكه شجاعت و صداقت و ایثار قال احترام است و این واژه ها فارغ از هرگونه رنگ منطقه و جناح و عقیده از ارزش و اعتبار خاصی بر خوردارند


از شجاعت رجب محمد زاده همین بس كه یكی از بسیجیان دوران جنگ به نكارنده گفت :در تك عراقیها به مهران رجب كه فرماندهی گردان را برعهده داشت آرپی جی من را گرفت و یك تنه به مصاف تنك های عراقی رفت .
حسن سبزه می گوید :رجب به تنهایی كاری كر كه همه روحیه گرفتند و مهران نجات پیدا كرد
رجب در عملیات كربلا چهار نیمی از پای خود را ازدست می دهد اما دلش و توانش با مبارزه است و نمی تواند به این بهانه جنگ را رها كند و او بهتر ازهر آدم سالمی می جمگد و می رزمد


باخره آقا رجب خود با رفتمن ب مناطق خطر برای حفظ آنچه را كه ارمن می دانست بعد از جنگ نیز آران ننشست در صورتیكه می توانست گوشه انمی از عافیت را به طلب د و این چند صباح دنیا را تمام كند و امروز بدن تكه تكه او این بهانهبه دست ما داد تا به سراغش برویم وو ی را از زبان چند تن از هم رزمانش روایت كیم و در حقیقل كاری نه برای او بلكه برای دلمان انجام بدهیم .


به خوش خلقی و خنده رویی آقا رجب كسی ندیده بودم
حسن كامرانی فرمانده گردان امام صادق در دوران جنگ می گوید :خدا را شاهد می گیرم كه در طول چند سالی كه در مناطق جنگی بودم به خوش خلقی و خنده رویی ایشان كسی را ندیدم
این فرمانده دوران جنگ می افزاید :او با همین روحیه زود بسییجیان ر به خود جذب می كرد
كامرانی می گوید :در یك مقطع زمانی خود شهرستان گردان مستقلی داشت ولی با این وجود رجب بچه ها ی گناباد را جذب می كرد و با خود به میدان جنگ می برد و جالب است كه به این بچه ها ترخیصی نمی داد بلكه به آنها مرخصی میداد و هرموقع كه عملیلت میشد آنه را فرا می خواند .


حسن كامرانی از همین شگرد آقا رجب خاطره جالبی را نقل می كند :نزدیك عملیلت كربلای 4لشكر ویژه شهدا هم در اهواز مستقر شد یك روز قبل از عملیات ایشان را با همان لبخند همیشگی دیدم گفتم رجبعلی خوب می آیی گناباد و نیروهای خوب ما را شكار می كنی و با خود می بری حالا بگو چرا آنها را ترخیص نمی كنی با لبخند گفت اگر ترخیص كنم تو آنها را شكار می كنی
و بعد هم ادامه داد :باور كن جسن اگر بچه ها گناباد نباشند كار گردان نصرالله لنگ می زنه و جالب است كه این نیروها تا آخر جنگ با ایشان بودند و سخت به این نیروها علاقه داشت و من چند بار به آقا رجب گفتم كه این با عث افتخار گناباد است كه شما این قدر به این نیروها وابسته ای


لهجه كرمونجی رجبعلی
كامرانی از لهجه كرمونجی رجبعلی محمد زاده خاطره ای در ذهن خود دارد كه آن را شنیدنی می داند :در سال 1364اقا رجب در قسمت سازماندهی لشكر پنج نصر مشغول بود برای اولین بار برای تحویل نیرو برای گردان نصرالله هم كلام شدم لبخند شیرینی كه بر لب داشت آدم را مجذوب او می كرد از ان روز به بعد گاهی به اردو گاه رحمانیه می آمد و چون بچه ها بجنورد همه اهل بجنورد بودند البته چند نفری مثل من و شهید اسماعیل زاده هم بودیم روزی كادر گردان دور هم جمع بودیم علی چمنی فرمانده گردان و شهید علی نوری هم حضور اشتند من هم فرمانده گروهان بودم و همگی داشتیم روی یك عملیات مشابه كار می كردیم كه رجبعلی وارد چادر شد و با لهجه كرمونجی با همشهریان خود شروع به صحبت كردن نمود بنده به شوخی گفتم رجب تو را به خد كانل یك صحبت كن ما هم بهفهمیم ایشان زد زیر خنده و گفت این همه راه از اهواز نیامدم كه با همشهریانم فارسی حرف بزنم ولی به تو قول می دهم هروقت خواسستم حرف تازه های بزنم بیام كانال یك


حسن آذر مهری فرمانده كنونی گردان 269عاشورا رجبعلی محمد زاده را از هر نظر كامل می داند :آقا رجب نفوذ كلام عجیبی داشت و در هر لحظه می توانست گردانی را مجذوب كلام خود كند صداقت در گفتار و كردار داشت و با تدبر خاصی گردان را اداره می كرد
این رزمنده دوران مقدس كه تا بیست روز قبل از حادثه تروریستی سیستان و بلو چستان با رجب محمد زاده ارتباط داشته ادامه ادامه داد :آقا رجب به نیروهای خود بها می داد و گردان نصرالله همیشه خط شكن بود
آذرمهری رابطه رجبعلی محمد زاده را با بچه های گناباد یك رابطه معنوی دانست وگفت :هنر آقا رجب در این بود كه می وانست بین نیروهای مختلف شهرهای گوناگون ارتباط بر قرار كند و با وجو اینكه بیشتر بچه ها گردان از بجنورد بودند اما بسیار از بچه ها ی گناباد را در پستهای كلیدی گمارده بود و همه هم اطاعت می كردند

 


این رزمنده دوران مقدس اضافه كرد :ارتباط من با آقا رجب تا زمان شهادتش ادامه داشت یك بار به ایشان زنگ زدم همراه خود را در حالت ارتباط نگه داشت و من فهمیدم كه در جلسه سخنرانی حضور دارند كه توس مجری دعوت به سخنرانی شدند ومن از طریق تلفن همراه سخنرانی ایشان را شنیدم و خیلی هم لذت بردم
وی از جلسه قران گردان نصرالله هم در گناباد یادی كرد و گفت :ما در گناباد یك جلسه قران هفتگی داریم كه از این جلسه آقا رجب اطلاع داشت و بارها آرزو می كرد كه دراین جلسه شركت كند


وی ادامه داد :ما یك بار با بعضی از بچه های این جلسه قران به بجنورد رفتیم با آقا رجب هماهنگ شده بود كه در این جلسه شركت كند اما یك ماموریت غیر قابل پیش بینی با عث شد كه در این جلسه ركت نكند ولی درهمان جلسه قران با یك یك بچه ها از طریق تلفن صحبت كرد و جالب است كه تمام خاطرات مربوط با هر كدام را در دوران جنگ یاد آوری كرد و بچه ها را با اسم و فامیل می شناخت همین خصلتهای شهید محمد زاده بود كه همه عاشقانه دوستش می داشتند


آذرمهری جسارت محمد زاده را در ارتباط با سپردن مسولیت بدون در نظر گرفتن سن و سال ستودنی می داند :شهید محمد زاده ر جنگ كاری به سن و سال افراد نداشت و به افرادی را با سن 16 یا 17 سال مسولیتهای سنگین می سپرد و اتفاقا این افراد هم در كار خود موفق بودند
وی خاطره ی مجروح شدن محمد زاده را در عملیات بیت المقدس دو قابل ذكر می داند :ما پایین ارتفاع بودیم كه در بالی ارفاع خمپارهای اصابت كرد و شهید محمد زاده به شدت مجروح شدو معاون گردان رمضانی به شهادت رسید حسین خدیر هم از بچه های گناباد مجروح گردید علی صباغیان رضا عاشوری نیز در محل اصابت گلوله حضور داشتند كه جان سالم بدر بردند


آذرمهری بی علاقگی محمد زاده را به پست و مقام های دنیای یاد آور می شود :در مراسمی كه برای این شهید در بجنورد بر پا شد آقای پیلتن یكی از همرزمان این شهید می گفت به آقا رجب زنگ زدم و گفتم شنیده ام استانداری خراسان شمالی را پذیر فتاید كه به شدت ناراحت شد و گفت :من لباس سپاه در خدمت ولی فقیه را به هیچ چیزی جز شهادت عوض نمی كنم


آذر مهری از دیگر بچه های گناباد نیز كه در گردان نصرالله با شهید خاطراتی دارند یاد می كند :علی نمازی حجت ردایی حامد صادقی مهدی روحبخش مهدی عبدالهی حمید آذرمهری محمد رضا رنجببر محمد غفاری عباس عبادی حسن ایرانی علی زمانی علی اصغر نصیری و رضا نصیری از دیگر كسانی هستند كه می توانند ابعاد مختلف و ناگفته هایی از این شهید را به تصویر بكشانند


عباس زمانی نیز از رجبعلی محمد زاده می گوید :شهید محمد زاده فردی خوش اخلاق و شجاع و سخت كوش بودند و در جنگ ز درایت نظامی خاصیی بر خوردار بود
وی با ذكر خاطره ای از این فرمانده دوران جنگ ادامه می دهد :قبل از عملیات كربلای 4در پشت محور عملاتی مستقر شده بودیم در حالت خواب بیداری بودم كه آقا رجب برای سركشی وارد مقر شد اسلحه را از من گرفت و با ناراحتی و خشم گفت چرا سلاحت را تمیز نكرده ای زود باش آماده شو و گرنه به عقب تو را بر می گردانم خلاصه با كلی التماس خواهش در عملیات شركت كردم


عباس زمانی از خاطرهای دیگر نیز یاد می كند :عملیات بیت المقدس 3 در آخرین روزهای سال 1366انجام گرفت و پاتك دشمن هنوز شروع نشده بود تر كشی به دست من اصابت كرد و زخم كوچكی بر داشتم آقا رجب با تمسخر و خنده گفت بر عقب پانسمان بكن گفتم نمی روم به من گفت برو این اسیرها را ببر عقب تا به انتخابات برسی
زمانی توضیح می دهد :من در آن زمان د ر مسایل انتخاباتی خیلی شركت می كردم ولی از همان لحظه وقتی دیدم رجبعلی با این گونه مسایل تبلیغاتی روی خش نشان نمی دهد تصمیم گرفتمدر هیچ انتخاباتی ا ز كسی حمایت علنی نكنم و وارد هیچ ستادی نگردم و علیه و له كسی جبهه گیری نكنم .

شهید علی نوری و شهید زنده رجب محمدزاده ، فرمانده هان اخلاصی ها که خود مخلص واقعی اند




[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
هدف اصلی راه اندازی این وبلاگ رواج دادن فرهنگ ، رفتار و خلق و خوی و... شهادت است که جوانان باید به این نکته دقت کنند و عمر و وقت گران بهای خود را به هیچ نگذرانند .

از شما دوست عزیز که به هر بهانه ی وارد وبلاگ شده اید خواهش می شود که تا انتهای وب را بازدید و نظرات خود را جهت پیشرفت وبلاگ در محل های ذکر شده وارد کنید .

با تشکر مدیریت وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

خ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌اكریز

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic