ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
شهدا اصحاب الحسین بودند و ما اصحاب مهدی 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه ؟




 

 

 

۱۳۹۱/۰۶/۲۳

پیام در پی اهانت نفرت‌انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله


در پی اهانت نفرت‌انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم، حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه‌ی این حركت شرارت‌بار را سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم، آمریكا و دیگر سران استكبار جهانی خواندند. ایشان با تشریح دلایل كینه‌ورزی صهیونیست‌ها نسبت به اسلام و قرآن، تأكید كردند: سیاستمداران آمریكا اگر در ادعای دخالت‌نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملت‌های مسلمان را به درد آورده‌اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللهِ بِأفواهِهِم و اللهُ مُتِمُّ نورِه وَ لو كَرِهَ الكافِرون(1)
ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم كینه‌ی عمیق خود را آشكار ساخت و با اقدامی جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز، خشم مجموعه‌های خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ، همین بس كه مقدس‌ترین و نورانی‌ترین چهره‌ میان مقدسات عالم را آماج یاوه‌های مشمئزكننده‌ی خویش ساخته‌اند.
پشت صحنه‌ی این حركت شرارت‌بار، سیاست‌های خصمانه‌ی صهیونیسم و امریكا و دیگر سران استكبار جهانی است كه به خیال باطل خود می‌خواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسل‌های جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافكنده و احساسات دینی آنان را خاموش كنند. اگر از حلقه‌های قبلی این زنجیره‌ی پلید، یعنی سلمان رشدی و كاریكاتوریست دانماركی و كشیش‌های امریكایی آتش‌زننده‌ی قرآن حمایت نمی‌كردند و ده‌ها فیلم ضد اسلام را در بنگاه‌های وابسته به سرمایه‌داران صهیونیست سفارش نمی‌دادند، امروز كار به این گناه عظیم و غیر قابل بخشش نمی‌رسید.
متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریكا است. سیاستمداران امریكا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملت‌های مسلمان را به درد آورده‌اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند كه این حركات مذبوحانه‌ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه‌ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است. و الله غالبٌ علی أمرِهِ(2).
سید علی خامنه‌ای
23/شهریور/1391

1) سوره‌ی مباركه‌ی صف، آیه‌ی 8؛ می‌‌خواهند كه نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش كنند، و حال آن‌كه خدا تمام‌‌كننده‌ی نور خویش است، هر چند كه كافران خوش نداشته باشند.
2) سوره‌ی مباركه‌ی یوسف، بخشی از  آیه‌ی 21، و خداوند بر كار خویش چیره است.




[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ عبد خدا ]

تو هنوز بدنت گرم است!

مجروح

خودش خیلی بامزه تعریف می کرد؛ حالا کم یا زیادش را دیگر نمی دانم. می گفت در یکی از عملیات ها برادری مجروح می شود و به حالت اغما و از خود بیخودی می افتد. بعد، آمبولانسی که شهدای منطقه را جمع می کرده و به معراج می برده از راه می رسد و او را قاطی بقیه می اندازد بالا و گاز ماشین را می گیرد ودِ برو. راننده در آن جنگ و گریزتلاش می کرده که خودش را از تیررس دشمن دور کند واز طرفی مرتب ویراژ می داده تا توی چاله چوله های ناشی از انفجار نیفتد، که این بنده خدا در اثر جابه جایی وفشار به هوش می آید ویک دفعه خودش را میان جمع شهدا می بیند. اول تصور می کند که ماشین دارد مجروحین را به پست امداد می برد، اما خوب که دقت می کند می بیند نه، انگار همه برادرا ن شهید شده اند و تنها اوست که سالم است. دستپاچه می شد و هراسان بلند می شود و می نشیند وسط ماشین و با صدای بلند بنا می کند داد و فریاد کردن که:برادر! برادر! منو کجا می برید، من شهید نیستم، نگه دار می خواهم پیاده بشوم، منو اشتباهی سوار کردید، نگه دار من طوریم نیست… راننده که گویی اول حواسش جای دیگری بوده، از آینه زیر چشمی نگاه می اندازد و با همان لحن داش مشتی اش می گوید: تو هنوز بدنت گرمه، حالیت نیست. تو شهید شدی، دراز بکش، دراز بکش بگذار به کارمون برسیم. او هم دوباره شروع می کند که : به پیر و پیغمبر من چیزیم نیست، خودت نگاه کن ببین. و راننده می گوید: بعداً معلوم می شود.

خودش وقتی برگشته بود می گفت: این عبارات را گریه می کردم و می گفتم. اصلا حواسم نبود که بابا! حالا نهایتاً تا یک جایی ما را می برد، بر می گردیم دیگر. ما را که نمی خواهد زنده به گور کند. اما او هم راننده ی با حالی بود چون این حرف ها را آنقدر جدی میگفت که باورم شده بود شهید شده ام.




[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
وصیتنامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت
 

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛

محمد ابراهیم همت .

 



[ جمعه 17 شهریور 1391 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
حضرت علی(ع) در خصوص راهکار تربیت جوان می‌فرماید: هرگاه جوانی را سرزنش می‌کنی، راهی برای وی جهت برون‌رفت از خطایش وا بگذار تا به ستیزه‌جویی وادار نشود.

به گزارش فارس، جوانان بخش مهمی از افراد جامعه هستند که نزد دوستان و دشمنان هر ملت جایگاه و اهمیتی ویژه دارند زیرا این قشر، به ویژه متخصصان و شایستگان آنها عامل تحولات بزرگ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک کشور را تشکیل می‌دهند از این همین رو دشمنان برای پیشرفت ملت‌ها ابتدا به سراغ جوانان می‌روند تا با ایجاد سرگرمی‌های فریبنده، آنها را از رشد و تعالی، سلامت جسمی و روانی باز داشته و زمینه سلطه بر آنان را فراهم کنند.

آیت‌الله جوادی آملی در کتاب ارزشمند «مفاتیح الحیات» درباره اهمیت توجه به جایگاه جوانان آورده است که باید با ادراکی صحیح نسبت به جایگاه جوانان، حساسیت‌ها و نیازهای آنها در راستای رشد معنوی و علمی، این قشر را یاری رساند تا از این طریق، سلامت و رشد جامعه خویش را فراهم کرد.

اهمیت جایگاه جوانان...


ادامه مطلب

[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ عبد خدا ]

وصیت نامه وصیت نامه شهید پلارک

بسم ا... الرحمن الرحیم سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلامرا تا ابد پایداروبیمه کردید.
 
 
 
یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو... بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید .

ظهر عاشورا 24/6/1365

سید احمد پلارک



[ شنبه 11 شهریور 1391 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ عبد خدا ]

اسلام علی المهدی یا بقیة الله فی ارضه

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

این بار هم می گم اللهم عجّل ولیک الفرج ، نه مثل خیلی ها برای اینکه آقا زود تر بیاد و فقط حق مظلوم رو از ظالم بگیره یا آقا بیاد و عدالت رو برپا کنه یا آقا بیاد و مشکلات شخصی منو حل کنه یا آقا بیاد و...! خیلی از ماها آقا رو با وکیل مدافعمون اشتباه گرفتیم میگیم آقا بیاد تا مشکلاتی رو که ما از پسشون بر نمیایم رو حل کنه ، بله درستاه آقا بیاد خیلی از مشکلاتمون حل میشه ، اما بیایم و این بار واسه یه چیز دیگه دعا کنیم آقا بیاد ،

این بار بگیم آقا بیا ، بیا دلمون برای خدا تنگ شده ، آقا بیا و تو این زمونه که همه ،همه جور مانور میدن تا خدا رو فراموش کنیم بیا و دستمون رو بگیر و ما رو به اون معبود و عزیزمون برسون ، آقا جون شما مظلومید اما خدا مظلوم تر !

هر چی فکر می کنم میبینم همه چی به منه بنده ی حقیرش داده بدون هیچ منّتی ! فقط از من خواسته عبادتش کنم ولی منه بنده ی گستاخ تو قلبم همه چیز رو به جای خدا قرار دادم و دوستشون دارم جز خدا رو ، ولی دم خدا گرم با این که این بی مرامی من رو در کمال ضعیفی من میبینه با وجود این همه قدرتی که داره تنبیهم نکرده!!!

الآن میگم خدا جون من دیگه میخوام فقط و فقط بنده ی خودت باشم و خالصانه خودت رو عبادت کنم ، و در پایان میگم خدایا محبت همه کس و همه چیزی رو که منو ازت دور میکنه رو ازم بگیر .

اللهم عجّل ولیک الفرج ،جهت تعجیل در فرج حجت حق صلوات .




[ سه شنبه 7 شهریور 1391 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ عبد خدا ]

 


چیه ؟ دارین به این بابا می خندین ؟

این حکایت امثال منه . ظرفای استجابتمون سوراخه ، بعد هی دعا

می کنیم و هی می گیریمش زیر بارون رحمت خدا ، ولی پر نمیشه که نمیشه


قبل از دعا گنجایش و سالم بودن ظرف خود را چک کنید




[ یکشنبه 5 شهریور 1391 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
 
نحوه ی استخاره با قرآن کریم 
ابتدا سه مرتبه سوره ی توحید خوانده و سپس سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد (ص) فرستاده شود و بعد از آن نیت نموده و بر روی تصویر کلیک نمایید.
در ضمن باید این را نیز در نظر داشت که استخاره باید بعد از آن که تمام مراحل تحقیق را از مسیر صحیح آن یعنی مشورت با اهل آن از جمله علما و روحانیون دنبال نمودید ،در پایان میتوانید برای رفع سردرگمی و نمایان شدن راه درست با توکل و اخلاص قلبی از طریق قرآن کریم اقدام به استخاره نمایید.

استخاره آنلاین با قرآن کریم


ادامه مطلب

[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ عبد خدا ]


وصیت نامه شهید ابراهیم هادی پور


بسم رب الشهداء و الصدیقین

اگر چه خود را بیشتر از هر كس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌كنم قدرتی به بیان من عطا فرماید كه بتوانم از زبان یك شهید‌، دست به قلم ببرم چرا كه جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا كردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود.

خدایا تو را گواه می‌گیرم كه در طول این مدت از شروع انقلاب تاكنون هر چه كردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم.
امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متكبرین بپذیری.

خدایا هر چند از شكستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌كه من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی كه خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام.

خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه كس و كارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش كنم ولی همین قدر می‌دانم كه هر كس تو را شناخت، عاشقت شد و هر كس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس كردم و می‌كنم.

خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر كبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است كه اگر تكه‌تكه‌ام كنند و یا زیر سخت‌ترین شكنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت.

و به عنوان یك فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذكر می‌دهم كه همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی كه دارید، منحرف ننماید.

دیگر این كه سعی كنید در كارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرك و ریا، حسادت و بغض پاك نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان كه خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نكنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود.

والسلام و علیكم و رحمه الله و بركاته
ابراهیم هادی‌پور



[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ عبد خدا ]
در بین شهدای این حادثه تروریستی شهید رجب علی محمدزاده از افرادی بود که در دوران دفاع مقدس انس، الفت و علاقه ای خاص به رزمندگان گنابادی داشت، به طوری که همرزمانش می گویند او اصالتا بجنوردی و فرمانده گردان نصرا... در دوران جنگ بود که خیلی از رزمندگان گنابادی با او خاطره دارند.

بعد از جنگ خیلی از آن ها از آقا رجب خبری نداشتند.اما عاقبت آقارجب دوباره خبرساز شد و در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان به جمع هم سنگران شهیدش رفت و دیگر همرزمانش را داغدار کرد.

صادق ایزدی یکی از شاگردان این اسوه صبر و مقاومت در دوران دفاع مقدس می گوید: در جنگ هر کس که آقا رجب را می دید که با پای قطع شده پشت خاک ریز تلاش می کرد، می گفت حیف نیست این آدم در رخت خواب در انتظار مرگ بنشیند و در برابر مرگ زانو خم کند و محتاج کمک شود.

سردار رجبعلی محمدزاده

 

برادر عزیز رجب محمدزاده فرمانده گردان نصرالله


ادامه مطلب

[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات
شهید ضرغام در یکم دیماه سال27 دیده به جهان گشود و پس از سی و یک سال زندگی پر فراز و نشیب در روزهای اولیه جنگ،در جبهه دشتهای شمالی آبادان و در هفدهم آذر سال 59 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
روایت زندگینامه شهید، از تحولی روحی و معنویِ شهید ضرغام در جریان حوادث قبل از انقلاب تا انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی حکایت می کند. تحولی که ریشه در مفاهیم و معارف عمیق اسلام دارد و بازگشت به خویشتن و توبه نصوح را برای هر انسانِ طالبِ حقیقت بازگو می کند.
شاهرخ را به راستی می توان مصداقی کامل برای این آیه قرآن (کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، اینها کسانی هستند که خدا بدیهایشان را به خوبی تبدیل می کند) معرفی کرد. چرا که او مدتی را در جهالت سپری کرد. اما خدا خواست که او برگردد. داستان زندگی او، ماجرای حُر در کربلا را تداعی می کند.

شهید شاهرخ ضرغام قبل از انقلاب

شهید شاهرخ ضرغام قبل از انقلاب

 

کاباره

.صبح یکی از روزها با هم به "کاباره­ی پل کارون" رفتیم.

به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود.

با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار با حیایی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود.

شاهرخ جلوی میز رفت و گفت: همشیره تا حالا ندیده بودمت، تازه اومدی اینجا؟!

زن خیلی آهسته گفت: بله؛ من از امروز اومدم.

شاهرخ دوباره با تعجب پرسید: تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی­خوره، اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی­گرفت گفت: مهین هستم. شوهرم چند وقته که مرده. مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا!

شاهرخ حسابی به رگ غیرتش برخورده بود. دندانهایش را به هم فشار می­داد. رگ گردنش زده بود بیرون. دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می­رفت رو کرد به ناصر جهود (صاحب كاباره) و گفت: زود بر می­گردم!

مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند.

مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم. بعد از سلام و علیک، بی­مقدمه پرسیدم: راستی قضیه­ی اون مهین خانم چی شد؟

اول درست جواب نمی­داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره اثاث­ها رو بیرون ریخته بود. من هم یه خونه­ی کوچیک تو خیابون نیرو هوایی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه­ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو می­دم!!

 

شهید شاهرخ ضرغام - قبل از انقلاب

 

انقلاب

هر شب در تهران تظاهرات بود. اعتصابات و درگیریها همه چیز را به هم ریخته بود. از مشهد که بر گشتیم شاهرخ برای نماز جماعت رفت مسجد! خیلی تعجب کردم. فردا شب هم برای نماز مسجد رفت. با چند تا از بچه­های انقلابی آنجا آشنا شده بود. در همه­ی تظاهراتها شرکت می­کرد. حضور شاهرخ با آن قد و هیکل قوت قلبی برای دوستانش بود.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات
یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچکدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.
برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم".
یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"

پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: " چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟" با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."
تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"
گفت:
من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "
وقتی گریه اش کمتر شد گفت:
"من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادرحقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد

 

 




[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات

مگر نه این است : که خداوند تعالی فرمود کسانی که در راه خدا کشته  شده اند نمرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند .

اینک مرده مایم که آمده ایم در سبیل خدا و شهدا گام برداریم شاید که ما نیز زنده شویم  .




[ یکشنبه 29 مرداد 1391 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ عبد خدا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
هدف اصلی راه اندازی این وبلاگ رواج دادن فرهنگ ، رفتار و خلق و خوی و... شهادت است که جوانان باید به این نکته دقت کنند و عمر و وقت گران بهای خود را به هیچ نگذرانند .

از شما دوست عزیز که به هر بهانه ی وارد وبلاگ شده اید خواهش می شود که تا انتهای وب را بازدید و نظرات خود را جهت پیشرفت وبلاگ در محل های ذکر شده وارد کنید .

با تشکر مدیریت وبلاگ
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

خ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌اكریز

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic